الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
471
الغدير ( فارسى )
- مگر ارث داود را سليمان نبرد ؟ يحيى وارث زكريا نبود ؟ از چه سيرهء انبيا را شكستيد ؟ - اگر سليمان و يحيى ارث پيامبرى بردند ، چنان كه در مسئله ارث ، فتوا دهيد . - آيا شايسته است كه پيمبرزادگان از ارث پدر محروم بوده باشند ؟ هركه نبوت را مدعى شد با معجزه و گواه آمد . - گفتيد : حج تمتع ، و ازدواج موقت ، حرام است . اين سخن قرآن است يا آن را از پيش خود به هم بافتيد ؟ - زناكاران مورد عفو و اغماض قرار مىگيرند و آن كه ازدواج موقت كند ، سنگسار و متقول مىشود . - نه آيهء قرآن است كه فرمود : بعد از كاميابى از آنان پاداششان بپردازيد . « 1 » - آيا آيهء ديگرى نازل شد كه حكم آن را نسخ كرد ، يا خود شما حكم آن را نسخ كرديد ؟ - گفتم : پيامبران دگر ، وصى خود را معرفى كردند ، پذيرفتار شديد ، اما وصى مرا نافرمان شديد . - كردار شما با سيرهء من ناموافق است و فرمان من با فرمان شما مخالف . - گفتيد : رسول خدا بىوصيت درگذشت ؛ او وصيت كرد ، اما شما نپذيرفتيد . - نه او فرمود : هركه به هنگام مرگ ، بىوصيت ماند ، به آيين جاهليت مرده باشد ؟ رسول به آيين جاهليت نمرد ، بلكه شما به دورهء جاهليت بازگشتيد . - فرمود : پيشوايى را بر شما امير كردم كه راهبر شما باشد ، اما كبر و سيهكارى پيشه كرديد . - بارها گفتم و گفتم ، او را بر همه امير و مقدم شناختم ، و شما خود گواه و شاهد بوديد . - گفتم : منزلت على منزلت هارون است در خلافت ، از چه او را عقب رانديد . - چونان كه قوم ثمود ، در برابر صالح به شقاوت برخاست ، راه شقاوت گرفتيد و هركس در گرو اعمال ناهنجار خويش است . - فريفتهء زيور دنيا گشتيد و عقل خود از كف نهاديد ، اما بدانيد كه فريبخوردگان روزى انگشت ندامت به دندان گيرند .
--> ( 1 ) . اقتباس است از نساء 4 / 24 .